خرید بک لینک
من دایره دوستیام بسیار محدوده، یه رفیقی داشتم که خیلی کنارش راحت بودم راحت و دوست داشتنی،تنها دلخوشیم همون بود ، ولی خوب به اسم تقدیر و بی عرضگی خودم، رفیقم رو از دست دادم -حالا هم دیگه همه چیز تموم شده وهیچ چیزی برای فکرکردن بهش هم نمونده!!!رفیق خوب ، خیلی خوبه - خیلی خوب ، امیدوارم سهم زندگیش ، خوشبختی و زیبایی باشه...اینکه دارم بعد از این همه وقت دوباره مینویسم، دل خودمه، همین و بس !!!...!!!...!!!

برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 6 مهر 1401 ساعت: 22:59

زندگی چیز عجیبیه، نمیدونی اخرش قراره چی بشه و به کجا ختم میشه...دویدن ها برای رسیدن به چیزی که اصلا انتظارشو نداری و نمیدونی قراره چه اتفاقاتی برات بیفته...زندگی میون هیاهوی دنیا ، با ادمایی که انگار فهم ودرکشون از دنیا فقط یه چیز محدوده و قراراه انگار برای همبنجا بمونن!بعضی وقتا ادم میخواد بکنه وبره از این در و دیوار خود ساخته و پرواز کنه تا بی نهایت، نمیدونی قراره تهش چی بشه، ای کاش هایی همیشه برات هست که نمیزاره دلت اروم بگیره و مرتب خودخوری پشت خودخوری!مگه قراره ما ادما چندسال زندگی کنیم!!؟گاهی اوقات خسته میشی، خسته از تموم ادمای دور و برت، خسته از همه سلام وعــلیک های بی مزه و سردی که اطرافته...دلم میخواد بکنم و برم، برم یه جایی که خودم باشم و خودم...گاهی وقتا ادم دلش میخواد خودش باشه، بدون سانسور، بدون وقت قبلی، عادی و بی الایش با اون کسی که عشقو باهاش تجربه کردی...!................................................................................!

برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 6 مهر 1401 ساعت: 22:59

گاهی اوقات دست ودلت همینجوری قراره فقط بنویسن و بنویسن. بی هیچ دلیل خاص و فقط برای دل خودت.تنهایی! تنهایی بدترین درد دنیاست، فکر میکنم خدا هم از تنهاییش ناراحته!!!گاهی وقتا دلت میخواد فقط برا دل خودت باشی، خودت باشی و خودت و یه جاده که بزنی بری و موزیکش بقول تتلو، جر بده این جاده رو با ...زندگی چیز عجیبیه!روزی هدیه ایست برای تو، اگه قدرشو دونستی، که لطف خداست وگر نتونستی که خریت خودته که هدیه از دستت میره..........!!!

برچسب: نویسنده: ستایش بهرامی تاريخ: چهارشنبه 6 مهر 1401 ساعت: 22:59

صفحه بندی